سلام آقای فرج سلحشور
من گناه کردم ,مردم بدن برهنه من را دیدند ولی هنوز دوستم دارند , تو که حضرت ایوب هم شدی ولی همه ازت متنفرند میدانی چرا؟
چون من چیزی برای پنهان کردن ندارم اما تو زیر پوستت یک شهر ریا پنهان کرده ای.

سلام آقای فرج سلحشور
من گناه کردم ,مردم بدن برهنه من را دیدند ولی هنوز دوستم دارند , تو که حضرت ایوب هم شدی ولی همه ازت متنفرند میدانی چرا؟
چون من چیزی برای پنهان کردن ندارم اما تو زیر پوستت یک شهر ریا پنهان کرده ای.
تو كجايي سهراب؟؟آب را گل كردند...چشم ها را بستند و چه با دل كردند...
واي سهراب كجايي آخر؟؟ زخم ها بر دل عاشق كردند...خون به چشمان شقايق كردند....
تو كجايي سهراب؟؟؟ كه همين نزديكي... عشق را دار زدند،همه جا سايه ديوار زدند...
واي سهراب دلم را كشتند.صبر كن اي سهراب قايقت جا دارد....من هم از همهمه ي داغ زمين بيزارم..
havva (01-27-2012)

نظر خودت در مورد جوابش چیه؟
شکوه ،تقوا، شگفتی و زیبایی شورانگیز طلوع خورشید را باید از دور دید.
اگر نزدیکش رویم از دستش داده ایم!
لطافت زیبایی گل در زیر انگشت های تشریح می پژمرد!
آه که عقل این ها را نمی فهمد!

با تشکر از حوا عزیز به خاطر وقتی که در اختیارم گذاشت..
به نظر من نباید مسائل رو با هم قاطی کرد
من میگم الان یه چیز معلومه و اون اینه که گلشیفته خطا کرده...
البته نباید صفر و یک به ماجرا نگاه کردیعنی نه مث یه عده که میگن باید اعدامش کرد و نه مث یه عده دیگه که حسابی جوگیر شدن و گلشیفته رو زن آزاده ایرانی میدونن(گلشیفته با برهنگی به مقام آزادگی رسید؟؟!!)
بحثم فراموش نشه فعلا اون چیزی که ظاهر شده و ما میبینیم خطای گلشیفته بوده...
اما اینکه فرج الله سلحشور ریاکار هست یا نه رو که ما نمیدونیم(فقط خداوند دانای نهان و آشکار از باطن افراد آگاهه)
پس نتیجه منطقی این میشه که گلشیفته حق نداره به خاطر پوشش کار خودش به یکی دیگه تهمت بزنه...
ای کاش به جای انگ زدن به سلحشور یه چیز دیگه میگفت...شاید(میگم شاید)پذیرفتنی بود..
اینو بگم شاید الان خیلیا با جواب گلشیفته حال کرده باشن که خوب جواب سلحشور رو داد ولی به نظر من اصل قضیه هنوز پاک نشده
تو كجايي سهراب؟؟آب را گل كردند...چشم ها را بستند و چه با دل كردند...
واي سهراب كجايي آخر؟؟ زخم ها بر دل عاشق كردند...خون به چشمان شقايق كردند....
تو كجايي سهراب؟؟؟ كه همين نزديكي... عشق را دار زدند،همه جا سايه ديوار زدند...
واي سهراب دلم را كشتند.صبر كن اي سهراب قايقت جا دارد....من هم از همهمه ي داغ زمين بيزارم..

من وقتی متن سلحشور رو چند روز پیش خوندم اصلا خوشم نیومد ...
خیلی تند رفته بود...
دیده بخت به افسانه او شد در خواب --- کو نسیمی ز عنایت که کند بیدارم
چون تو را در گذرای یار نمی یارم دید --- باکه گویم که بگوید سخنی با یارم

اینو که محمدرضا نوشت یاد یه چیزی افتادم که یادم رفت اول بگم...
من به شخصه خودم با آدمایی مث سلحشور که خیلی برخودای ایضایی با گناه یا خطای دیگران میکنن خیلی حال نمیکنم و همیشه بهشون مشکوکم...
اگه نیاز به پرده دری بود اون خدایی که اون بالاست چیزایی از خیلیا میدونه که به فرموده امام علی اگه سایر مسلمونا میدونستن تو قبرستون مسلمونا حتی اون گنهکارا که ظاهر خوبی دارن رو دفن نمیکردن...
حالا این گلشیفته یه خطایی کرده و آبروش رفته اما من اگه جای سلحشور بودم بهش نمیتاختم چون خطر لغزش و اشتباه واسه هممون هست...
اگه نامه سلحشور جنبه یاد آوری و نصیحت داشت بهتر بود
تو كجايي سهراب؟؟آب را گل كردند...چشم ها را بستند و چه با دل كردند...
واي سهراب كجايي آخر؟؟ زخم ها بر دل عاشق كردند...خون به چشمان شقايق كردند....
تو كجايي سهراب؟؟؟ كه همين نزديكي... عشق را دار زدند،همه جا سايه ديوار زدند...
واي سهراب دلم را كشتند.صبر كن اي سهراب قايقت جا دارد....من هم از همهمه ي داغ زمين بيزارم..

Content Relevant URLs by vBSEO 3.6.0